دوشنبه, 16 مهر 1397 ساعت 08:55

محکومیت رسانه های مکتوب توسط نهاد حامی

این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

علی پاکزاد

زمانی که همه گیری رسانه های مجازی فضا را بر رسانه های چاپی تنگ کرد تصور بر این بود که دیگر باید با رسانه های چاپی و کتاب های کاغذی خداحافظی کنیم، اما به رغم عبور این اتفاق از یک دهه همچنان این رسانه های سنتی پابرجا و با جان سختی به کار خود ادامه می دهند و حتی در برخی از حوزه ها توسعه یافته اند. این اتفاق باعث شد موجی که در ابتدا با تصور پایان کامل دوران رسانه های چاپی شکل گرفته بود تعدیل شده و به به فضای جدیدی که در آن رسانه های مجازی و چاپی هر یک بخشی از مخاطبین را با خود همراه می کنند تن داده و حضور هر دو گروه رسانه ها به رسمیت شناخته شود.

در این فضا شاهد تعامل این دو گروه رسانه هستیم و به نوعی هم پوشانی و همزیستی متقابل در فضای رسانه ای شکل گرفته است، اما متاسفانه به نظر می رسد به رغم تمامی این رخداد ها نهاد حامی رسانه ها در ایران همچنان به دنبال خاموشی چراغ رسانه ها مکتوب بوده و بی توجه به فریاد این رسانه ها بر خاکسپاری این زندگان تعجیل و تاکید می کند.

فضایی که در کمتر از یک سال پیش شاهدش هستیم و همزمان با تغییر معاونت مطبوعاتی شکل گرفته به نظر می رسد وجه توجه مدیریت جدید به طور کلی به سوی رسانه های مجازی چرخیده و با بی مهری نسبت به رسانه های چاپی به نوعی هر نوع تلاشی که در گذشته در جهت حمایت از رسانه های چاپی صورت می گرفت به کلی کنار گذاشته شود.

البته سنت مدیریت ایرانی برنتابیدن کارهای مدیران گذشته است ولی در این سنت نیز مرزی و حدودی باید در نظر گرفت و تاختن بر تمام آنچه پیش از این انجام گرفته تحت هر عنوانی نه توجیه علمی می تواند داشته باشد و اخلاقی است؛ اما  متاسفانه می بینیم در نهادی که وظیفه آن حمایت از عرصه و فعالین رسانه است، روال بر این سیاق است و همان اندک حمایت هایی که تلاش شده بود با شفافیت و بر مبنای تعاریف مشخص صورت گیرد یا قطع شده و یا گونه و روال دیگری بر اجرایش حاکم شده که برآیند آن افزودن بحرانی دیگر بر بحرانهای اقتصادی مطبوعات مکتوب بوده است و چه بسا رسانه هایی که طاقت نیاورده از فعالیت باز مانده اند. البته آنچه در این دوره برسر رسانه های مکتوب آمده است بی سابقه نیست و دوره های سخت تر را نیز از سر گذرانیده اند، شاید دوران معاونت محمد علی رامین و آنچه در آن روزها بر مطبوعات رفت، هنوز از خاطر اصحاب رسانه نرفته باشد.

به هر شکل به نظر می رسد در فضایی که امید می رفت از یک سو ساختاری برای فضای بی در و پیکر صنف رسانه در ایران ایجاد شود و از سوی دیگر چشم امید اصحاب رسانه به مدیرانی از جنس خودشان بود که بتوانند با نظمی قابل دفاع به همراهی و بالندگی رسانه های چاپی و مجازی توامان کمک کنند، حوادث و عملکردها روند دیگری در پیش گرفته است و به نظر می رود تلاش برای محدود کردن فعالیت رسانه های چاپی به بهانه هایی مانند بی اثری، بی مخاطبی، عدم تناسب با فناوری روز و اتلاف منابع در دستور کار قرار گرفته است. البته به صراحت این سیاست بیان نمی شود بلکه با استناد به همین توجیهات و و ادله و افزودن شاهد مثالهایی که در دنیا رسانه های چاپی رو افولند تلاش می شود اصحاب رسانه را از تداوم فعالیت رسانه های چاپی نا امید کرده این نوع رسانه ها را به خاک بسپارند. اما بر خلاف آنچه در ایران شاهد هستیم که رسانه های چاپی از سوی نهاد حامی خود محکوم به فراموشی شده اند در دنیا همچنان روزنامه های چاپی با مخاطبین میلیونی خود به فعالیت ادامه می دهند و البته نباید فراموش کرد که آن روزنامه ها محصول یک فضای شفاف و اصولی هستند که شکل گیری آن در ایران چندان باب میل مدیران نهاد متولی حمایت از رسانه ها نیست.

خواندن 475 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

جدیدترین عناوین

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395