شنبه, 18 اسفند 1397 ساعت 00:00

مظلومیت دولت پر انتقاد

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

سیف اله یزدانی

عصراقتصاد: روزهای اخیر بعد از اینکه حسن روحانی به عنوان رئیس جمهوری، نظری را در خصوص تعیین تکلیف شرکت های تابع تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی ارائه داد؛ فردی به نام رحمت الله حافظی که مدت کوتاهی هم ریاست تامین اجتماعی را بر عهده داشت و در شورای شهر قبلی از چالش با مهدی چمران و قالیباف برای خود نام و آوازه ای به پا کرده بود، در توئیتی خطاب به روحانی نوشته است: «آقای روحانی، دولت شما به جز هدر دادن منابع عمومی چه اقدامی داشته؟ حال نوبت به اموال بازنشستگان و جامعه کارگری کشور رسیده است؟! اموال شستا، حتی شرکت های زیان‌ده آن متعلق به جنابعالی نیست که دستور قلع و قمع آن را صادر می کنید، رانت های آنجا را از بین ببرید.»

در این خصوص توجه خوانندگان را به چند نکته جلب می کنیم:

1- نظر حسن روحانی نه به قلع و قمع دارایی های تامین اجتماعی است و نه ارزان فروشی دارایی ها، بلکه مساله عدم شرکت داری سازمان های تامینی و بازنشستگی است که در تمام دنیا همین رویه را دنبال می کنند؛ اما در کشور ما متاسفانه ذخایر و دارایی های سازمان های بازنشستگی بدون اطلاع و مجوز از صاحبان اموال یعنی کارگران و بازنشستگان به شرکت داری و اداره پر دردسر و کم بازده آن ها اختصاص یافته و رئیس جمهوری مملکت به عنوان حداقل یک شهروند به اندازه آقای دکتر رحمت الله حافظی حق اظهار نظر داشته است.
حال اگر مخاطبان نظر رئیس جمهوری، خواستند کاری را اجرایی کنند، لابد کارگران و بازنشستگان با تکیه بر موازین قانونی می توانند مانع از اجرای احکام غلط بشوند.
۲- البته سن و سال آقای حافظی اجازه نمی دهد که متوجه بذل و بخشش های مرحوم دکتر غرضی در مورد ذخایر انبوه کارگران در دهه شصت باشد و بازهم با وجود حضور ۱۸ماهه در راس سازمان تامین اجتماعی فرصت نکرده اند به هزینه کردن ذخایر کارگران در تامین اجتماعی برای ساخت بیمارستان و درمانگاه به نیابت از وزارت بهداشت بپردازند.
حتما ایشان خبر ندارند که همین ذخایر و دارایی های کارگران برای تقویت بورس اوراق بهادار مجبور به خرید شرکت های زیان ده سازمان صنایع ملی و دولت و ایجاد شستا شده اند.
البته بعید است این متخصص علوم پزشکی از معیارهای اقتصادی و سرمایه گذاری اطلاع درستی داشته باشند و بدانند که ذخایر متعلق به کارگران با توجه به شرایط روز باید حداقل ۳۵درصد بازده سالانه داشته باشد و در غیر این صورت به یک سازمان ورشکسته تبدیل خواهد شد که تعهداتش بیش از ذخایر آن است و اصرار بر حفظ شرکت های متعلق به شستا با میانگین بازده 7 درصد در سال اضمحلال دارایی های کارگران خواهد بود و در دنیا این نوع ذخایر با دارایی های مالی پر بازده با گردش سریع جایگزین می شود.
۳- کیست که نداند بعد از دولت اصلاحات، شستا به ناندانی اصحاب گروه های سیاسی تبدیل شده و هیات مدیره و مدیران بیش از ۱۴۰شرکت متعلق به شستا به محلی برای درآمد و رانت خواری گروه های سیاسی و رفیق بازی ها تبدیل شده است تا آنجا که علی ربیعی به دلیل عدم تبعیت از برخی رفیق بازی ها استیضاح و معزول شد.
بنابراین برای حفظ ارزش دارایی های کارگران، شستا باید از این دارایی های سمی پاک شود.
اما متاسفانه افرادی مانند دکتر رحمت الله حافظی که چندی است جذب سمت های بالا نشده اند، ناچارند با این اظهارات شعارگونه و غیر کارشناسی فرصتی به منظور خودنمایی و ایجاد زمینه برای شغل های مناسب ایجاد کنند.
این روزها به نظر می رسد صف آرایی در مقابل دولت و بیان مطالبی علیه کابینه روحانی میان افراد غیر دولتی و سلبریتی ها موجه شده است و عده ای برای پیگیری منافع خود و عده ای برای نام جویی به دنبال آن هستند.
البته مهم ترین نقطه اتکای این گونه افراد نه نام جویان هستند و نه کام جویان، بلکه موازنه های خطی و حزبی به صورت گسترده و سازمان یافته خوراک دهنده و حامی این موضوع هستند.
بی تردید گرایش های انفعالی و ضعیف دولت و استیصال و بی عملی در مقابل اتخاذ تصمیمات مناسب زمینه کافی را برای اقدامات ناجوانمردانه برخی از مخالفان دولت فراهم کرده است و فشارهای مالی باقی مانده از دولت احمدی نژاد در کنار فتنه های مثلث خارجی به رهبری ترامپ در ترکیبی نامیمون با سوداگران و رانت خواران داخلی زمینه رشد نارضایتی را فراهم کرده تا جایی که مردم نوعا حساسیت چندانی به صحت و سقم مطالب گفته شده ندارند و همین قدر که فشارهای معیشتی مقصری داشته باشد، برای آن ها کافی است که دولت به عنوان سمبل حاکمیت و متداول ترین واژه تحلیل ها در مرکز اصابت این حملات قرار دارد.
متاسفانه موضع گیری های نمایندگان مجلس برای فرافکنی مشکلات و تسویه حساب های خطی و جناحی در کنار ناپرهیزی مسئولین قوه قضائیه در ارائه تحلیل ها و دیدگاه های غیر قضایی و سو گیری خارج از آیین دادرسی علیه دولت و جریانات اجرایی به همراه گفتارهای ژورنالیستی برخی ار اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و برخی از روحانیون فضای نامطلوبی را برای دولت ایجاد کرده است.
این جریان سازی عمومی چنان مصرانه توسط غیر دولتی ها پیگیری می شود که حتی توصیه های صریح و حکیمانه رهبر معظم انقلاب هم به درستی مورد توجه قرار نمی گیرد و در جایی که ایشان توصیه به اصلاح دارند، آنچنان با خواسته های فردی و حزبی درآمیخته می شود که امکان برخورد اصلاحی مناسب با دولت و در دولت را تضعیف می کند.
- سیاه نمایی های نخ نما
به جرات می توان گفت، کمتر کسی هست که به رسانه و شبکه های اجتماعی دسترسی داشته باشد و از مشکلات کارگری، کارمندان، گرانی ها، تبعیض ها و کاستی های اجرایی کشور بی اطلاع باشد.
یعنی امروزه صحبت از گرانی ارزاق، سرکشی تجار و کسبه، سوءاستفاده از ارز، امکانات و ثروت ملی، سوء استفاده از قدرت، تبعیض و بی عدالتی در سطوح مختلف، ترجیع بند اکثر گفتارها و نوشتارهاست و به نظر می رسد شبکه بزرگی هم با هشتگ ها و کلیپ ها و جملات موزون علیه دولت تولید محتوا و از طریق شبکه های اجتماعی و رسانه های دلواپس منتشر می کند.
- راهکارها و چاره جویی ها

به نظر می رسد در این توفان سیاه نمایی ها، راهکارها و راه حل های ارائه شده، در عین حال که بسیار محدود است به سه گروه تقسیم می شود:

الف) راهکارهای غیر علمی و فاقد پشتوانه آماری و اطلاعاتی و گاهی احساسی و تنگ نظرانه
ب) راهکارهای فرصت طلبانه و سوداگرانه که به نظر می رسد با برخی گروه های سیاه نما نوعی هم بستگی دارند و تلاش می کنند از جوسازی سیاه نماها مطامع و اهداف خود را به کرسی بنشانند.
ج) راه حل ها و راهکارهای دلسوزان و عالمان کشور که سیاسی شدن مسائل علمی و فنی، دولت را از بهره برداری از این دلسوزی ها محروم می کند.
آنچه که گفته شد چارچوب کلی از شرایط نقد و تحلیل در حوزه های اجرایی است و هر کدام از این مسائل، طیف وسیعی از رفتارها و گفتارها را نمایندگی می کند.
 
 
 
خواندن 951 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.

اخبار مرتبط

نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری عصر اقتصاد بلامانع است. عصر اقتصاد مسئولیت مطالب از سایر منابع را عهده دار نمی باشد. 1395